از دوستان، بهزاد سادات که آراسته به جمیع ملکات از جمله توانایی گفتگو با سامورایی ها است چندی پیش از از یکی از دانشگاههای ژاپن دکتری گرفت و احتمالا به عنوان وزیر صنایع در بویو مشغول به کار خواهد شد همکنون در امریکا مقیم شده اند؛
آرش شاهین که بالاخره رفت پیش یانکی ها ،این روزها شده همدم تنهایی و هر از گاهی مفصل میفنگیم و میشنگیم!
فرید معمارزاده در استرالیا به سر میبرد و هنوز اولین و آخرین کیشی در جهان است،
فرهاد آهنی ـ دانشمند مادرزاد ـ سیار است : کانادا، استرالیا ، قطر و... عرصه جولانگه اوست،
کاک خلیل علیزاده در فنلاند به سر میبرد و در حال زاد و ولد و افزودن به فهرست وایکینگ ها!! ـ خلیل جان دووووست داریم.
علی بهادری به تهران است و کماکان بنزین روی آتش موتورتان میریزد، مهندس پالایشگاه است،
مهدی بخشی پور هم کماکان، خاک پاک تبریز را توتیای چشم میکند،دختری دارد به شیرینی عسل کوهپایه های سبلان
امیر کاویانی کماکان در حال تیز کردن چاقویش در زنجان است ، نگران نباشید چاقو دسته اش را نمیبرد، امیر در ایران ترانسفو ، چراغ خانه هایتان را روشن نگه میدارد
کاک داریوش کریمی هم افواه و شایعات حکایت میکنند که یحتمل بر سر باغات و زراعات و خانات برگردد ـ کاک داریوش حبف اون سیبیل ها نبود به باد دادی ؟! نصف دلگرمی من در زندگی به اون سیبیل های دشمن کشت بود!
کاک هیوا مسگری که تا این چند وقت پیش در آستانه سفر به اتازونی بود در تهران کارگه داری میکند و با سی ان سی، کوزه بی دسته میسازد و به ملت قالب میکند ، بهزاد حقوقی هم تا همین چندی پیش معاضدش بود
مسعود مددی خوشگل و بلا هم یک تریلی کشنده توپ خریده و داده دست راننده تاجاده ها را گزک کند و جیب مسعود را متورم کند - افزون باد - دیگه باید ازش ترسید با از ما بهتران هم نشین است، مسعود از مدیران شرکت اسکانیا است ـ احترام بگذارید ـ چیه؟ حتما باید نشان ویژه !!!حاکم بزرگ !!! رو ببینید؟!
مهرداد مالکین هم کل اخبار دنیا را از مرکز تعمیر و نگهداری ایران خودرو رصد میکند ، مواظب خودتان باشید
امین اله محمدی هم به گمانم در نجف آباد عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد است ـ از ناصیه اش پیدا بود ، خدایش بدارد ، نمیدانم هنوز نماز صبح را اول وقت میخواند یا نه؟!
غلامی هم در حد تغییر دوره های زمین شناسی زمین، دگردیسی یافته است. در همان سالهای دانشگاه ،ذهن روشنش و روان مهربانش وعده میداد که شهرامی شهسوار را درآتیه نزدیک باز خواهیم جست
اما از مهدی امینی چه بگویم که متاثر میگردم که چرا این همه سال رفاقت مان در حد سلام و علیک باقی ماند! با مهدی سعادتی رخ داد و نوروز امسال به اتفاق اهل و عیالمان عازم استانبول شدیم و آنجا بود که کشفش کردم و دادم اسمش را در جدول تناوبی نوشتند، مهدی آنقدر سالار هست که ادعای پیغمبری نکرده من بهش ایمان آورده ام.
امیر برقعی هم از ایران خودرو نان به سر سفره میبرد و کماکان موهای پس سرش را فر میدهد احتمالا مسولان ایران خودرو جهت بهره وری بیشتر از هر دو دست او دستگاهی را بایستی تا به حال طراحی کرده باشند که کار پیچ دادن موهای امیر را به صورت خودکار انجام دهد.
رضا بختیاری هم همچنان شیرین و پرنفس و ساعی و پرکار است چندان که خداوند مدتی پیش فرزندی به وی عطا کرد! با رضا در شب مشایعت آرش شاهین دیداری تازه کردیم
و ما اسمال آقای میری در مپنا از رجال است و دایما اینور انور دنیا را درمینوردد، همچنان شریعتی را چون جان شیرین دوست میدارد و همواره به سر او که از قضا طاس بود و غیر قابل اعتماد، قسم میخورد
تصور میکنم محسن امیری هم همچنان باد میفروشد ،تصورمیکنم در لاله زار شرکت پخش لوازم پنوماتیکی دارد، از این بی نشان کسی شماره ای ندارد ، دلمان سخت برایش تنگیده!
خسته شدم بقیه باشه برای پست بعد!






